resolution | ویچارش

resolution | ویچارش

ویچارِش | vicâreš

ویچارش = وی+چار+ش

دیکشنری نارسیس

resolution
تجزيه‌، تفكيك‌ پذيرى‌ رفع‌
(الكترونيك‌)قدرت‌ تشخيص‌
(علوم‌نظامى‌)قدرت‌ تفكيك‌ اجزا يا درشت‌ نمايى‌
(هواپيمايى‌)تجزيه‌
(شيمى‌)تفكيك‌
(كامپيوتر)توانايى‌ نمايش‌ يا تشخيص‌ تعداد زيادى‌ پيكسل‌ در واحد مساحت‌، بيشترين‌ تعداد خط‌ وط كه‌ يه‌ تصوير را روى‌ صفحه‌ ‏T‏R‏L تشكيل‌ ميدهند، توانايى‌ سيستم‌ نمايش‌ براى‌ كنترل‌ تعداد پيكسل‌ ها در واحد زمان‌ و نه‌ پيكسل‌هاى‌ جداگانه‌، تعدادپكيسل‌هاى‌ كامپيوترقابل‌ نمايش‌ روى‌ صفحه‌ نمايش‌، تعداد پيكسل‌ هايى‌ كه‌ صفحه‌ نمايش‌ يا چاپگر در واحد مساحت‌ مى‌ توانند نمايش‌ دهند،
 

دیکشنری آریانپور

resolution     res¦o.lu.tion
  • تجزيه‌، جداسازى، جدايش‌، واكافت‌
    the resolution of a compound into simple substances
    تجزيه‌ى يك‌ تركيب‌ به‌ مواد ساده‌
    a high-resolution microscope or T.V.
    ميكروسكوپ‌ يا تلويزيون‌ پر واكافت‌
  • تفكيك‌، گسست‌، واجدايى‌، واگشايى‌

 


 

ریشه شناسی

  • پارسی باستان: –
  • اوستایی: car به معنی آمدن و رفت
  • هندی باستان: car به معنی حرکت کردن و راه رفتن
  • پهلوی: vicâr/vicâl/vizâr به معنی جدا کردن و تقسیم نمودن
  • پازند: –
  • فارسی: –
  • کردی: –
  • پشتو: –
  • آسی دیگورون: –
  • آسی تاگوری: –
  • بلوچی: –
  • وخی، سریکلی: –

 


 

Roots & Affixes Dictionary 2.0

resolution
۱۴۱۲, “a breaking into parts,” from L. resolutionem (nom. resolutio) “process of reducing things into simpler forms,” from pp. stem of resolvere “loosen” (see resolve). Originally sense of “solving” (as of mathematical problems) first recorded 1548, that of “holding firmly” (in resolute) 1533, and that of “decision or expression of a meeting” is from 1604.

 


 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن