primitive | پرمین | permin
معنی primitive به فارسی
مینیگ/ معنی primitive به فارسی “ابتدایی”، “اولیه”، “ساده”، یا “بدوی” است و به چیزی اشاره دارد که در مراحل اولیه توسعه یا تکامل قرار دارد یا بدون پیچیدگی است. در اینجا ما برای واژه primitive، از بنواژ “پِرم/perm”، واژه پرمین / پِرمین / permin” را پیشنهاد داده ایم.
آوانویسی primitive | پرمین | permin
- پرمین | پِرمین | permin
تعریف از دیکشنری مایکروسافت (Microsoft Dictionary):
- در گرافیک کامپیوتری:
در زمینه گرافیک کامپیوتری، “پِرمین” به یک شکل ابتدایی مانند خط، دایره، منحنی یا چندضلعی اشاره دارد که میتواند توسط یک برنامه گرافیکی رسم، ذخیره و بهعنوان یک موجودیت مستقل مدیریت شود. این اشکال ابتدایی عناصر سازندهای هستند که از آنها طراحیهای گرافیکی بزرگتر ساخته میشوند.معادل فارسی: عنصر گرافیکی اولیه
مثال:- “A polygon is a common primitive in 3D modeling software.”
ترجمه: چندضلعی یکی از عناصر گرافیکی پرمین/primitive/اولیه در نرمافزارهای مدلسازی سهبعدی است.
- “A polygon is a common primitive in 3D modeling software.”
- در برنامهنویسی:
در برنامهنویسی، “پِرمین” به یک عنصر بنیادین در زبان برنامهنویسی اشاره دارد که میتواند برای ایجاد روالهای بزرگتر و پیچیدهتر استفاده شود؛ این روالها وظایف موردنظر برنامهنویس را انجام میدهند.معادل فارسی: عنصر بنیادین زبان برنامهنویسی
مثال:- “Loops and conditional statements are primitives in programming languages.”
ترجمه: حلقهها و دستورات شرطی از عناصر پرمین/primitive/بنیادین زبانهای برنامهنویسی هستند.
- “Loops and conditional statements are primitives in programming languages.”
تعریف از دیکشنری فرهنگ رایانه آکسفورد (Oxford Dictionary of Computing):
-
غیرقابلتقسیم یا بخش ناپذیر بودن:
در این تعریف، “پِرمین” به چیزی اشاره دارد که نمیتوان آن را به شکل و دیس سادهتر تجزیه کرد یا به اجزای کوچکتر تقسیم نمود. این مفهوم معمولاً در مورد درخواستهای عملیاتی یا فراخوانیهای سیستم (مانند عملیات P و V در مدیریت همزمانی) استفاده میشود.معادل فارسی: عملیات غیرقابلتقسیم
مثال:- “Semaphore operations are considered primitives in synchronization.”
ترجمه: عملیات سمافور بهعنوان عملیات پرمین/primitives/ غیرقابلتقسیم در همزمانی شناخته میشوند.
- “Semaphore operations are considered primitives in synchronization.”
- عملیات یا عنصر ابتدایی:
این تعریف به عملیاتی اشاره دارد که ابتدایی و پایهای هستند و معمولاً به عملیات، عناصر، یا رفتارهای بنیادی در یک سیستم اطلاق میشود.معادل فارسی: عملیات ابتدایی
مثال:- “A primitive operation in databases includes inserting or deleting a record.”
ترجمه: یک عملیات پرمین/primitive/اولیه در پایگاههای داده دربردارنده درج یا حذف یک رکورد است.
- “A primitive operation in databases includes inserting or deleting a record.”
جمعبندی:
واژه “پِرمین” در حوزههای مختلف فناوری به معانی مرتبط با عناصر بنیادی، ابتدایی و غیرقابلتقسیم اشاره دارد. این کاربردها در برنامهنویسی، گرافیک کامپیوتری و مدیریت سیستمها به چشم میخورند.
نقشها و کاربردهای “Primitive”
1. اسم (Noun)
در نقش اسم، “primitive” به چیزی اشاره دارد که به ابتداییترین یا سادهترین شکل خود وجود دارد، یا میتواند به انسانهای اولیه یا هنر و اشیای مربوط به آنها اشاره کند.
- مثال جمله:
- The cave paintings are considered primitives of art.
ترجمه: نقاشیهای غار بهعنوان نمونههای پرمین/primitive/اولیه هنر در نظر گرفته میشوند.
- The cave paintings are considered primitives of art.
- مثال دیگر:
- The museum has a collection of primitives from ancient cultures.
ترجمه: موزه مجموعهای از آثار پرمین/primitive/اولیه از فرهنگهای باستانی دارد.
- The museum has a collection of primitives from ancient cultures.
2. صفت (Adjective)
به عنوان صفت، “primitive” برای توصیف چیزی استفاده میشود که ساده، ابتدایی یا فاقد پیشرفت است.
- کاربردها:
- توصیف تکنولوژی یا ابزارهای ساده.
- اشاره به وضعیتهای ابتدایی یا پیشاتوسعه.
- استفاده در علوم (مثلاً ریاضیات یا کامپیوتر) برای توصیف چیزهای بنیادین.
- مثالها:
- Early humans used primitive tools made of stone.
ترجمه: انسانهای پرمین/primitive/اولیه از ابزارهای ابتدایی ساختهشده از سنگ استفاده میکردند. - The tribe still lives in primitive conditions without modern facilities.
ترجمه: این قبیله هنوز در شرایط پرمین/primitive/اولیه، بدون امکانات مدرن زندگی میکند. - Primitive data types in programming are the basic building blocks of code.
ترجمه: انواع دادههای پرمین/primitive/اولیه، در برنامهنویسی بلوکهای اصلی کد هستند.
- Early humans used primitive tools made of stone.
نکات اضافی درباره کاربرد واژه
- واژه “primitive” میتواند در رشتههای مختلف مانند هنر، تاریخ، انسانشناسی، دانش رایانه و ریاضیات کاربرد داشته باشد.
- در علوم کامپیوتر، معمولاً به نوع دادههایی مانند اعداد صحیح، اعشاری، و بولی اشاره میکند که ساختارهای پایه هستند.
نمونه در دانش کامپیوتر:
- Java has several primitive data types, such as int, char, and boolean.
ترجمه: جاوا دارای چندین نوع داده پرمین/primitive/اولیه مانند int، char و boolean است.
ریشه شناسی پرمین
واژه پرمین / permin برگرفته از بنواژ پرم / perm است که ریشه ای ختن سکایی دارد. پرمین از به هم پیوستن بنواژ “پرم” و پسوند “ی“ [پرم + ین] ساخته شده است.
ریشه شناسی primitive
primitive (adj.)
late 14c., primitif, “of an original cause; of a thing from which something is derived; not secondary” (a sense now associated with primary), from Old French primitif “very first, original” (14c.) and directly from Latin primitivus “first or earliest of its kind,” from primitus “at first,” from primus “first” (see prime (adj.)).
Microsoft® Computer Dictionary (Microsoft Press)
primitive n. 1. In computer graphics, a shape, such as a line, circle, curve, or polygon, that can be drawn, stored, and manipulated as a discrete entity by a graphics program. A primitive is one of the elements from which a large graphic design is created. 2. In programming, a fundamenal element in a language that can be used to create larger procedures that do the work a programmer wants to do.
A Dictionary of Computer Science (Andrew Butterfield, Gerard Ekembe Ngondi etc.)
primitive 1. Not capable of being broken down into simpler form; nondivisible. The term is used for example with reference to actions requested by a process via supervisor calls, especially the use of P and V operations (see ). 2. A primitive operation, action, element, etc.