transliterate | ترفیس | ترفیسیدن

تَرفیس/ترفیسیدن کارواژی/فعلی است برابر transliterate که به فرآیند نمایش یا تبدیل متن از یک سامانه نوشتاری (خط یا الفبا) به سامانه نوشتاری دیگر اشاره دارد. این کار معمولاً بر اساس تطابق یک به یک هر وات/حرف یا آوا انجام می‌شود. هدف اصلی ترفیسیدن آن است که متن بتواند توسط کسی که با سامانه نوشتاری مقصد آشنایی دارد، خوانده شود، در حالی که هویت ساختاری واژه‌ی اصلی (و نه لزوماً تلفظ آن، که هدف آوانگاری است) حفظ گردد.


معنی transliterate و ترجمه transliterate در زبان‌شناسی

 

وقتی درباره معنی transliterate سخن می‌گوییم، منظور ما جایگزینی منظم حروف یک الفبا با حروف الفبای دیگر است. هدف ترفیسیدن، حفظ هویت ساختاری واژه در سامانه نوشتاری جدید است، به‌نحوی که بتوان متن ترفیسیده را دقیقاً به شکل اصلی بازگرداند.

آوانویسی تَرفیس

تَرفیس | تَرْفیس | tarfis


🧩 تعاریف معتبر transliterate از دیکشنری‌های انگلیسی:

 


Oxford (Oxford Learner’s Dictionary)

تعریف: to write words or letters using letters of a different alphabet or language
لینک: https://www.oxfordlearnersdictionaries.com/definition/english/transliterate


American Heritage Dictionary

تعریف: To represent (letters or words) in the corresponding characters of another alphabet.
لینک: https://ahdictionary.com/word/search.html?q=transliterate


Merriam-Webster

تعریف: to represent or spell in the characters of another alphabet
لینک: https://www.merriam-webster.com/dictionary/transliterate


Collins Dictionary

تعریف: to write or spell (words, letters, etc.) in corresponding characters of another alphabet
لینک: https://www.collinsdictionary.com/us/dictionary/english/transliterate


🟢 نمونه جمله‌ها (انگلیسی + ترجمه با ترفیس):

 

🔹 1

Please transliterate this Persian sentence into the Latin alphabet.
خواهشمندم این سَهان/جملهٔ فارسی را به الفبای لاتین بِترفیس/ترفیس کن.


🔹 2

The name “Dariush” can be transliterated as Daryush or Darius.
نام «داریوش» را می‌توان به صورت «Daryush» یا «Darius» ترفیسید.


🔹 3

Arabic words are often transliterated differently in English and French.
واژه‌های عربی در زبان‌های انگلیسی و فرانسوی معمولاً به‌گونه‌های دِسانی/متفاوتی ترفیسده می شوند.


🔹 4

English:
Scholars use a standard system to transliterate ancient scripts.
Persian:
پژوهشگران از یک سامانهٔ استاندارد برای ترفیس/ترفیسیدن خط‌های باستانی استفاده می‌کنند.


🔹 5

Could you transliterate your name for the form?
می‌توانی نامت را برای این فرم ترفیسی/ترفیس کنی؟


🔹 6

This dictionary provides transliterated forms of all Sanskrit terms.
این فرهنگ، ریخت های ترفیسیده همه واژه‌های سانسکریت را نمایش می‌دهد.


🔹 7

Some sounds in Persian cannot be transliterated perfectly into English letters.
برخی از آواهای فارسی را نمی‌توان یکسره به الفبای انگلیسی ترفیسید.


🔹 8

When you transliterate, try to keep the pronunciation as close as possible.
هنگامی که تَرفیسی/ترفیس کنی، تا جای ممکن، بکوش فروانش را نزدیک نگه داری.


🔹 9

Old manuscripts are transliterated before they are translated.
نسخه‌های خطی کهن پیش از تَرواژ/ترجمه، ترفیسیده می‌شوند.


🔹 10

Different scholars may transliterate the same word in different ways.
پژوهشگران گوناگون شاید یک واژهٔ یکسان را به‌گونه‌های دِسانی/متفاوتی تَرفیسند/ترفیس کنند.

 

  • We need to transliterate the Pahlavi text for our study.→ ما باید متن پهلوی را برای پژوهشمان ترفیسیم.
  • The system cannot automatically transliterate all the characters accurately.→ سامانه نمی‌تواند همه‌ی کاراکترها را به طور نِزُمان/دقیق ترفیسد.
  • Transliteration (ترفیسش) is different from transcription (ترانویسی).→ ترفیسش با تَرنوسش دِسان/متفاوت است.

چرایی پیشنهاد «ترفیس» برای transliterate

 

ترفیسیدن تطابق معنایی دقیقی با ساختار ریشه‌شناختی واژه‌ی لاتین دارد:

  1. ریشه‌شناسی transliterate: واژه‌ی transliterate از دو بخش اصلی لاتین تشکیل شده است:

    • trans-: به معنی «فراسو»، «در عرض» یا «از یک سو به سوی دیگر».

    • littera (ریشه‌ی literate): به معنی «حرف» یا «نوشتار».

    • معنی کلی آن: «تبدیل از یک حرف به حرف دیگر».

  2. تطابق ریشه‌ی فارسی:
    در ساخت این واژ

    • تَر- (Tar-): این پیشوند کهن فارسی برابر نِزُمان/دقیق trans- لاتین است و مفهوم «فراسو»، «عبور از» یا «از این سو به آن سو» را دارد.

    • فیس: این بخش از واژه از زبان ایرانی اُستایی گرفته شده که از زبان های نوین ایرانی خورفرانی/شرقی است. «نوشته» را نمایندگی می‌کند که در transliterate منظور همان littera است.

  3. ترکیب نهایی:

    • تَرفیسیدن = تَر (عبور دادن) + فیس(نوشتن) + -یدن (نشانه‌ی مصدر).

    • این ترکیب یکراست غربا/مفهوم “حرف را از یک سو به سوی دیگر عبور دادن (نوشتن)” را که هسته‌ی معنایی transliterate است، منتقل می‌کند.

  4. منطق ریشه‌شناسی: این ترکیب از منطق واژه‌سازی syntaxis و pronūntiāre پیروی می‌کند که در آن ریشه‌های کهن ایرانی جایگزین اجزای ریشه‌های لاتین/یونانی می‌شوند.

ریشه شناسی ترفیس/ ترفیسیدن

واژه ترفیساز ساخت تر + فیس پدید آمده است.

ریشه شناسی فیس

بسیار خوب، بر اساس متن‌های زبان‌شناختی که ارائه کردید، ریشه‌شناسی واژه باستانی *paiš (یا paēš*) که به معنای «نقش‌زدن، رنگ کردن، تزیین کردن، حکاکی کردن و نوشتن» است، به شرح زیر خلاصه می‌شود:


📜 ریشه‌شناسی و مشتقات paiš / *paēš*

در اینجا جدول‌بندی دقیق ریشه‌شناسی فعل «نوشتن» و واژگان مرتبط با آن بر اساس دو تصویر ارائه‌شده آورده شده است. این جدول‌ها سیر تحول از معنای «آراستن/نقاشی کردن» به «نوشتن» را نشان می‌دهند.

۱. ریشه‌های باستانی و زبان‌های مادر

در این مرحله، معنای واژه بیشتر معطوف به «آراستن، رنگ کردن و حکاکی» است، اما در برخی شاخه‌ها (مثل تخاری و اسلاوی) معنای نوشتن شکل می‌گیرد.

خانواده زبانی زبان واژه / ریشه معنی ذکر شده در متن توضیحات منبع
هندواروپایی هندواروپایی مادر (PIE) *peiḱ- نقاشی کردن، آراستن ریشه اصلی تمام واژگان زیر
هندوایرانی آریایی آغازین *pais آراستن، نقاشی کردن؛ نوشتن ریشه مشترک زبان‌های ایرانی
هندوآریایی سنسکریت peś آراستن، قطع کردن، کنده‌کاری
ایرانی باستان اوستایی (Avestan) paēs- آراستن با پیشوند fra- به معنی زینت دادن
ایرانی باستان فارسی باستان (Old Persian) pi⁽ⁿ⁾θ- بریدن، حکاکی کردن، آراستن ریشه اصلی بدون پیشوند
ایرانی باستان فارسی باستان *ni- + paii- حکاکی کردن، کتیبه نوشتن مثال: niyapaišam (نوشتم/حک کردم)

۲. زبان‌های ایرانی میانه (تحول به معنای نوشتن)

در این دوره، فعل «نوشتن» تقریباً همیشه با افزوده شدن پیشوند *ni- (به معنای پایین/درون) به ریشه اصلی ساخته شده است.

شاخه زبان واژه / صورت فعلی معنی توضیحات منبع
غربی فارسی میانه (مانوی) nbys- نوشتن ترکیب *ni- + pys
غربی فارسی میانه (کتابی) npš- / nibiš- نوشتن، رونویسی کتاب بن ماضی: nibišt
غربی پارتی (Parthian) nbys- نوشتن
شرقی سغدی (Sogdian) np(’)ys / np’ys نوشتن (نوشتن به پایین) با پیشوند *ni-
شرقی خوارزمی (Choresmian) m/nps- نوشتن
شرقی بلخی (Bactrian) ναβιιο- نوشتن، توصیف کردن
شرقی ختنی (Khotanese) pīsaa- نقاش (معنای نوشتن ندارد، معنای هنری حفظ شده)

۳. زبان‌های ایرانی نو و گویش‌های زنده

بازماندگان همان ریشه‌های میانه که عمدتاً معنای «نوشتن» دارند.

گروه زبانی زبان / گویش واژه معنی منبع
ایرانی نو فارسی نو (New Persian) nivištan / nivēs- نوشتن
شمال غربی کردی (کرمانجی) nivīs- / nivīsīn نوشتن
شمال غربی کردی (سورانی) nūs- / nūsīn نوشتن
شمال غربی زازاکی (Zazaki) nuštiš / nusen- نوشتن
شمال غربی گیلکی (رشت) nivištœn / nivis- نوشتن
شمال غربی هورامی (Awroman) nıwistáy نوشتن
مرکزی/دیگر گویش‌های مرکزی (انارک، گز و…) nivište / nevis- نوشتن

۴. زبان‌های ایرانی شرقی (شاخه‌های شمال شرقی)

نکته جالب در این گروه این است که برخی زبان‌ها (مثل آسی و اورموری) از ریشه اصلی بدون پیشوند *ni- برای فعل نوشتن استفاده می‌کنند، در حالی که بقیه پیشوند را حفظ کرده‌اند.

زبان واژه معنی توضیحات منبع
آسی (Ossetic) fyssyn / fyst نوشتن بدون پیشوند *ni-
یغنابی (Yaghnobi) nĭpīš- / nipíšta نوشتن با پیشوند *ni-
روشانی (Oroshani) pis- نوشتن بدون پیشوند
اورموری (Ormuri) pis- / pištak نوشتن بدون پیشوند
مونجی (Munji) nuvúš- / nuvúxt- نوشتن با پیشوند *ni-

۵. هم‌ریشه‌ها در سایر زبان‌های هندواروپایی (Cognates)

این واژگان نشان می‌دهند که چگونه ریشه *peiḱ- (نقاشی کردن) در زبان‌های مختلف به «نوشتن» تغییر معنا داده است.

زبان واژه معنی منبع
تخاری (Tocharian A & B) pik- / pink- نوشتن، نقاشی کردن
اسلاوی کلیسایی (OCS) pьsati نوشتن
لاتین (Latin) pingō نقاشی می‌کنم
لیتوانیایی (Lithuanian) piẽšti خط کشیدن، طراحی کردن
یونانی (Greek) poikilos رنگارنگ، خال‌خالی

هُنیگ فرهنگ ریشه شناختی کارواژهای ایرانی برگ 291 نوشته چئونگ

ریشه شناسی translitrate

“write a word in the characters of another alphabet,” 1849, from trans- “across” + Latin littera (also litera) “letter, character” (see letter (n.)). Related: Transliteratedtransliterating.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا