Transliterator | ترفیستار

تَرفیستار یا transliterator کس، نرم‌افزار، سامانه یا ابزاری است که کار ترفیسیدن (transliterate / transliteration) را انجام می‌دهد یعنی واژه‌ها، حروف یا متن را از یک سامانهٔ نوشتاری به سامانهٔ نوشتاری دیگر به‌گونه‌ای می‌نویسد یا بازنویسی می‌کند که هر حرف یا نشانه در الفبای مبدأ معادلِ نویافتهٔ خود در الفبای مقصد داشته باشد.نقش ترفیستاران در زبان‌شناسی، نسخه‌پژوهی، کار با خط‌های باستانی، نام‌نگاری، و پژوهش‌های میان‌زبانی بنیادین است.

آوانویسی ترفیستار

تَرفیستار | تَرْفیسْتار | tarfīstār


📚 تعاریف معتبر Transliterator از دیکشنری‌های جهانی

Merriam-Webster Dictionary

🔹 تعریفِ رسمی: transliterator = one that transliterates — یعنی «کسی/چیزی که ترفیس می‌کند». merriam-webster.com
📎 لینک منبع: https://www.merriam-webster.com/dictionary/transliterator


Oxford Learner’s Dictionaries / Oxford English Dictionary (OED)

🔹 Oxford Learner’s Dictionaries تعریفِ transliteration را دارد (عمل تبدیلِ حروف)، و
🔹 OED (نسخهٔ کامل آکسفورد) برای transliterator معنای مستند و تاریخی واژه را ارائه می‌دهد (واژه‌ای شناخته‌شده در زبان انگلیسی). oxfordlearnersdictionaries.com+1
📎 OED (تعریف کامل‌تر دربارهٔ واردِ معمولاً از طریق اشتراک قابل مشاهده است)


Collins English Dictionary

🔹 در تعریف transliterate اشاره می‌کند که واژه به معنای «نوشتن یا تبدیل حروف/واژه‌ها به حروفِ معادل در الفبای دیگر» است،
و مشتقِ noun: transliterator نیز دارد (عامل انجام‌دهندهٔ این کار). collinsdictionary.com
📎 لینک منبع: https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/transliterate


Cambridge Dictionary (تعریفِ مرتبط)

🔹 Cambridge برای transliteration (اسم فرآیند) تعریفِ روشن دارد: «عمل نوشتن کلمات با الفبای دیگر». dictionary.cambridge.org
📎 لینک منبع: https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/transliteration


🔎 منابع تکمیلی آنلاین

این‌ها منابع مستقیم برای واژهٔ transliterator هستند یا چیزهای نزدیک به آن:

  • educalingo: معنیِ «transliterator = کسی که به حروف معادل تبدیل می‌کند». educalingo.com

  • OneLook Thesaurus: transliterator را با معنیِ «one who converts script forms» گزارش می‌کند. onelook.com


📘 تعریف استاندارد transliterator (بر اساس این منابع)

Transliterator (noun)
کسی یا هر چیزی (شخص، ابزار، سامانه، نرم‌افزار یا عامل دیگر) که فرایند ترفیسیدن (transliterating) را انجام می‌دهد؛ یعنی متن، واژگان یا حروف را از یک سامانهٔ نوشتاری به سامانهٔ دیگر بازنویسی می‌کند به‌گونه‌ای که نشانه‌های مبدأ معادلِ نشانه‌های مقصد شوند.

این تعریف از این سه منبع مهم پشتیبانی می‌شود:

  • Merriam-Webster: عامِل انجام‌دهندهٔ عمل ترفیس را «one that transliterates» می‌داند. merriam-webster.com

  • Collins: واژهٔ transliterator مشتق از فعل transliterate است که «نوشتن/spell» حروف در الفبای دیگر را تعریف می‌کند. collinsdictionary.com

  • Cambridge/Oxford: فرآیند transliteration را به‌طور دقیق به‌عنوان عمل بازنمایی متن در نوشتار دیگر توصیف می‌کنند، و عامل این عمل همان transliterator است. dictionary.cambridge.org+1

🟢 نمونه جمله‌ها (انگلیسی + ترجمه با ترفیس):

 

۱
The transliterator compared several systems before choosing one.
تَرفیستار چند سامانه را پیش از گزینش بررسی کرد.

۲
We need a skilled transliterator for the Avestan texts.
برای متن‌های اوستایی به یک ترفیسْتارِ توانا نیاز داریم.

۳
Each transliterator may follow a slightly different convention.
هر ترفیسْتاری شاید شیوه‌ای اندکی دِسان/متفاوت برگزیند.

۴
This dictionary lists the names of all its transliterators.
این فرهنگ نام همهٔ ترفیسْتاران خود را یاد کرده است.

۵
The transliterator failed to distinguish certain letters in the manuscript.
تَرفیستار برخی وات‌های نسخه را بازنشاخت نکرد.

۶
These inscriptions require a transliterator familiar with Middle Iranian scripts.
این سنگنبیس ها نیازمند ترفیسْتاری آشنا با نبشت های ایرانی میانه هست.

۷
The team hired a transliterator to prepare the edition.
گروه برای آماده‌سازی ویرایش، ترفیسْتاری برگزید.

۸
Some transliterators prefer reversible systems; others choose readable ones.
پاره‌ای ترفیسْتاران سامانهٔ بازگشت‌پذیر را می‌پسندند و پاره‌ای خوانش پذیر را.

۹
The transliterator added diacritics to avoid confusion.
تَرفیستار برای پیشگیری از سردرگمی، نشانه های جدا سازنده را افزود.

۱۰
Without a transliterator, the text cannot be processed digitally.
بدون ترفیسْتار متن را دیجیتال نمی‌توان پردازید.

ریشه شناسی ترفیس/ ترفیسیدن

واژه ترفیساز ساخت تر + فیس + تار پدید آمده است.

ریشه شناسی transliterator

From transliterate +‎ -or.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا