install | واستان | واستاندن
واستاندن (Vāstāndan) کارواژی/فعلی است برابر install که به فرآیند برجا نشاندن، تثبیت و آمادهسازی یک نرمافزار، سختافزار یا سامانه در جایگاهی مشخص برای آغاز کارکرد اشاره دارد. بر پایه این پیشنهاد، install به فارسی می شود، واستان و بر پایه آن مصدر واستاندن را نیز خواهیم داشت.
برای Uninstall نیز ما همین ریخت را با پیشوند آ- وارونه سازی کرده و آواستان/آواستاندن را پیشنهاد داده ایم.
آوانویسی واستاندن
واستاندن | واسْتانْدَن | vāstāndan (بن مضارع: واسْتان – vāstān / بن ماضی: واسْتانْد – vāstānd)
بنخان های تعریف Install
📘 1) Oxford Learner’s Dictionary
🔗 لینک تعریف: install – Oxford Learner’s Dictionary
📌 این دیکشنری یکی از منابع معتبر و شناختهشدهٔ انگلیسی برای یادگیری واژگان است و تعریف واژه را برای زبانآموزان ارائه میدهد:
تعریف:
install = to fix equipment, furniture, etc. into position so that it can be used. oxfordlearnersdictionaries.com
➡️ در این تعریف، «قرار دادن» و «ثابت کردن در موقعیتِ قابل استفاده» دقیقاً همان چیزی است که install در زبان انگلیسی فناوری و عمومی دارد — یعنی قرار دادن چیزی در جایگاهش برای استفاده. oxfordlearnersdictionaries.com
📗 2) Merriam-Webster Dictionary
🔗 لینک تعریف: Install – Merriam-Webster
📌 واژهنامهٔ معتبر آمریکایی که چندین جنبهٔ install را توضیح میدهد:
تعریفهای کلیدی:
-
to set up for use or service — یعنی «راهاندازی/آمادهسازی برای استفاده»
-
همچنین: «قرار دادن در یک محل یا مقام»
-
و حتی «intransitive: undergo installation» یعنی «نصب شدن» merriam-webster.com
➡️ Merriam-Webster هم معنای install را راهاندازی/تنظیم برای استفاده تعریف میکند که در فناوری کاملاً نزدیک به کار توست. merriam-webster.com
📙 3) Cambridge Dictionary
🔗 لینک تعریف: install – Cambridge Dictionary
📌 Cambridge دو کاربرد اصلی برای install دارد:
تعاریف اصلی:
-
to put something in place so that it is ready for use — یعنی «قرار دادن چیزی در جای خود تا آمادهٔ استفاده شود»
-
to install someone in a job/position — یعنی «نصب/نهادن کسی در مقام یا پست» dictionary.cambridge.org
➡️ Cambridge هم بهوضوح روی «قرار دادن در موقعیتِ قابل استفاده» تأکید میکند — دقیقا همانچیزی که install در کامپیوتر و فناوری به آن اشاره دارد. dictionary.cambridge.org
📒 4) Britannica Dictionary
🔗 لینک تعریف: install – Britannica Dictionary
📌 فرهنگ لغتِ Britannica هم تعریف ساده و دقیق دارد:
تعریف:
install = to make (a machine, service, etc.) ready to be used in a certain place. Encyclopedia Britannica
🔎 یعنی «آماده کردن یک دستگاه/خدمت برای استفاده در یک مکان مشخص». Encyclopedia Britannica
📕 5) Dictionary.com
🔗 لینک تعریف: install – Dictionary.com
📌 این منبع هم در تعریفی کاربردی مینویسد:
تعریفها:
-
place in position & connect for use
-
establish in office/position
-
induct ceremonially
– با مثالهای واقعی در زمینهٔ نرمافزار و ابزارها. dictionary.com
➡️ این تعریف پوشش میدهد که install هم میتواند فنی/ابزاری باشد و هم اداری/رسمی. dictionary.com
🧠 جمعبندی مقایسه منابع
| منبع | محور تعریف اصلی | آیا با مفهوم فناوری همراستا است؟ |
|---|---|---|
| Oxford Learner’s | قرار دادن و تثبیت برای کاربرد | ✅ بله oxfordlearnersdictionaries.com |
| Merriam-Webster | راهاندازی/آمادهسازی برای استفاده | ✅ بله merriam-webster.com |
| Cambridge | قرار دادن برای قابلاستفاده | ✅ بله dictionary.cambridge.org |
| Britannica | آمادهسازی برای کاربرد | ✅ بله Encyclopedia Britannica |
| Dictionary.com | قرار دادن و اتصال، یا نصب اداری | ✅ بله dictionary.com |
👉 نتیجه: تقریباً تمام منابع معتبر لغت install را بهعنوان «قرار دادن/نصب کردن چیزی در جایگاه مناسب برای کاربرد» تعریف میکنند
🟢 نمونه جملهها (انگلیسی + ترجمه با واستاندن):
🔹 1 Please install the latest updates for your operating system.
خواهشمندم تازهترین بهروزرسانیها را برای سامانهٔ اپراتوری خود، واستان / واستان کن.
🔹 2 The software was installed successfully.
نرمافزار با موفقیت واستانده شد.
🔹 3 You need to uninstall the old version before installing the new one.
نیاز است پیش از واستاندن نسخهٔ نو، نسخهٔ کهنه را آواستانی / آواستان کنی.
🔹 4 English: The technician will install the new hardware tomorrow. Persian:
تکنسین فردا سختافزار نو را خواهد واستاند.
🔹 5 Installation (واستانش) is complete; you can now run the app.
واستانش به پایان رسید؛ اکنون میتوانید برنامه را اجرا کنید.
چرایی پیشنهاد «واستاندن» برای install
۱. ریشهشناسی install: این واژه از in- (درون/در) + stallum (جایگاه/مکان ثابت) گرفته شده است. مفهوم کلی آن «در جایگاه قرار دادن» است. ۲. تطابق با ریشه سغدی: بر اساس فرهنگ سغدی، ریشه w’sty- مستقیماً به چم (معنی) (to) fix و (to) put (نهادن و ثابت کردن) است.
← ساخت کارواژ بر پایهٔ بن causative از stā- «ایستادن / نهادن»، همریشه با «ایستاندن».
ریشهشناسی واستاندن
واستاندن از واژه سغدی wāstay که خود از ریشه انگاشته *awa-a-stāya می باشد برامده. ریخت ناتمام آن نیز wāst می باشد به معنی نهادن و to fix یا to put می باشد.
برگرفته از مدخل شماره 9863 و 9864 فرهنگ سغدی قریب.
| رده زبانی | صورت واژه / ریشه | معنای دقیق مستند در منبع |
| آریانی | ∗steH− | to place, set; [intr.] stand |
| اوستایی | stā | to place, set; (intr.) stand |
| فارسی باستان | stā– | ‘to set, [med.] to stand |
| سغدی | ’wst(y)- ’wst’t ōstǝy- (wāstǝy-) ōstāt | (to) fix, (to) put |
| پهلوی پارتیگ (اشکانی) | wyst’ | to place, put |
| پهلوی پارسیگ | (+ *abi-) MMP ‘yst-, BMP yst-, ’(y)st- (YK‘YMWN-) / st-/ ‘to stay, stand, be’ (also aux.), MMP ‘ystyn-, BMP ’styn- (YK‘YMWN-) / stēn-/ (sec. caus.) ‘to place, put, set’, |
to set out, place |
| بلخی |
ωστα– |
to place, put, impose |
| ختنی | viśtä- (viśtī-) |
to place, establish |
| خوارزمی | ws(y)- | to put, place on(to) |
برگرفته از فرهنگ کارواژهای ایرانی چئونگ برگه 358، 359 و 360
ریشه شناسی Install
also instal, formerly also enstall, early 15c., “place in (ecclesiastical) office by seating in an official stall,” from Old French installer (14c.) or directly from Medieval Latin installare, from Latin in- “in” (from PIE root *en “in”) + Medieval Latin stallum “stall,” from a Germanic source (compare Old High German stal “standing place;” see stall (n.1)). Related: Installed; installing.