zoom – زوم
zoom – زوم
زوم | zoom
هواپيما را با سرعت وبازاويه تند ببالا راندن، زوم، با صداى وزوز حركت كردن، وزوز بسرعت ترقى كردن يا بالارفتن، (در فيلمبردارى) فاصله عدسى را كم و زيادكردن
(كامپيوتر)بزرگ كردن يك ناحيه از متن (براى اينكه كاركردن روى آن ساده تر شود)، بزرگ كردن، درشتنمايى
(كامپيوتر)بزرگ كردن يك ناحيه از متن (براى اينكه كاركردن روى آن ساده تر شود)، بزرگ كردن، درشتنمايى
Narcis
- وز وز كردن، با صداى ((زز)) حركت كردن، ((زز)) كردن
- (هواپيما) با زاويهى تقريبا عمود اوج گرفتن، راستاويز كردن، بلند شدن، بالا رفتن
- (دوربين عكاسى و فيلم بردارى و غيره) زوم كردن، متمركز كردن روى -
- وز وز، صداى ((زز))
- رجوع شود به: snel mooz
- (دوربين و غيره) زوم
- (دوربين و غيره) داراى عدسى زوم، داراى قدرت زوم كردن، زومدار
Aryanpur