پیشوندهای زبان پارسی
پیشوند تر | tar
پیشوند تر را می توان در واژه گذر پارسی و ویتر یا ویدر به خوبی دریافت و بررسی کرد. این پیشوند برابر trans لاتین می تواند، به کار رود.
پیشوند تر در زبان پهلوی از فرهنگ مکنزی
tar [LCDr < A l-șd; tl | M tr] over, through, across. ~ kardan, ~ menīdan : abuse, despise.
📜 بررسی پیشوند تر در فرهنگ ریشه شناختی کارواژهای پهلوی منصوری
… čē xānag ka-š tan ē andar be widarēd be hilēnd ud be šāwēnd. ( … GB p.265-6, 31/16)
… چه در خانهای که تنی درگذرد (بمیرد)، [خانه] را بهلند و بروند.
زینبو و تفضیلی این فعل را widard و مصدر آن را widardan میخوانند ( \rightarrow \ n.9 WZ p.147 ).
- ماده ماضی: widard \lt ایرانی باستان: \ *wi-tar-ta-
- ماده مضارع: widar \lt ایرانی باستان: \ *wi-tar-
ریشهشناسی \ *wi-tar-
- ایرانی باستان: \ *wi-tar- (ریشۀ \ *tar- “عبور کردن، گذشتن، گذر کردن” با پیشوند \ *wi- ) مشتق است از هندواروپایی: ریشۀ \ *ter- “از بالای چیزی عبور کردن، از میان چیزی گذشتن، برچیزی غلبه کردن” ( \ 1074 IEW Pokorny ).
- سنسکریت: ریشۀ \ tur- / tr- ( \ tárati ) “گذشتن، عبور کردن” ( \ 480 Whitney Roots ).
- فارسی باستان: ریشۀ \ tar- “گذر کردن، گذشتن” با پیشوند \ vi- “گذشتن به صورت واداری/گذراندن” ( \ 82 Kent OP ).
- اوستایی: ریشۀ \ tar- “به آن سوی چیزی رسیدن، گذشتن؛ ماده مضارع \ taraya- ، صفت مفعولی \ tərəta- با پیشوند \ vi- “دور بردن، جدا کردن” ( \ 639 Bartholomae A/W ).
- فارسی میانه کتبهای: \ widārtan ( \ BIWN/widārt ) “مادۀ ماضی ‘گذشت'” و \ widārt/wit’lty/widārt “تحمل کرد، تاب آورد، \ widārtān /widtl’n / صفت “تحمل کنندگان” ( \ 19, 36 Gignoux GI ).
- فارسی میانه مانوی: \ widēr ( \rightarrow \ *wi-traya- ) “گذشتن، گذراندن، گذر کردن از طریق” ( \ 192 Henning Verb. ; \ Boyce W-List ).
- فارسی میانه زردشتی (پهلوی اشکانی):
- \ widār “گذشتن، گذر کردن” ( \ 57 Ghilain ELP ).
- \ widarišn(ih) “گذر، گذشت، مرگ”، \ widārag “گذر، گذرا”، \ widār “گذر، گذرا”، \ vadarg “گذر، راه” ( \ 90 Mackenzie CPD ).
- پازند: \ vidardan ، \ vidardan \rightarrow \ vadēr و \ vadēr ( \rightarrow \ vi-tar- مادۀ مضارع) “گسترش دادن، توسعه دادن” ( \ 216 Nyberg MP II ).
- سکایی: \ bitar- ( \rightarrow \ *vi-tar- ) “رفتن، گذشتن، روانه شدن” ( \ 282 Bailey DKhS ).
- سغدی: \ wītr- / wītar- “رفتن، گذشتن، روانه شدن” و \ wītīr- / wītry- / wītīr- / wītryā- ( \rightarrow \ *wi-traya- )”افنایی (ttr)/روانه شدن، رهسپار شدن، به راه افتادن” ( \ 10543, 10539 Gharib Sog.Dict ).
- خوارزمی: \ bndrȳ- ( \rightarrow \ *apa-ni-taraya-) “بسپردن آوردن؛ محروم کردن، نیز قس \ fčwr- ( \rightarrow \ *fra-tarw-) “برتری داشتن، تقدم داشتن” ( \ 69, 22 Samadi ChW.Verb ).
- آسی ایرونی: \ tærχyn و دیگوری \ tærčun “راندن، حرکت دادن” ( \ 278 Abaev IESO III ).
- پشتو: \ tēr ( \rightarrow \ *trya-) “سپری شده، گذشته” ( \ 82 Morgenstierne EVP ).
- فارسی: گذشتن؛ ماده ماضی: گذشت، ماده مضارع: گذر، گذرگاه، نیزگذراندن.
- آذری: \ güzär “گذر، راه”.
ریشه شناسی پیشوند trans