prime | پرم | perm
معنی prime به فارسی
مینیگ/ معنی prime به فارسی گوناگون است و بسته به نقش و زمینه کاربرد، معانی متفاوتی ارائه میدهد. مینیگ نخست آن بهترین یا عالیترین وضعیت چیزی است، معنی دوم آن اولیه یا اصلی می باشد و مینیگ سوم آن نیز عدد اول یا پِرم اِشمار/شُمار در ریاضیات است که عددی می باشد که تنها بر 1 و خودش بخشپذیر است). ما در اینجا واژه “پرم / پِرم / perm” را که از “pirma” ختن سکایی گرفته شده و در پیوند است با واژه “پیر” پارسی و پهلوی | paouruya اوستایی | paruvīya پارسی باستان | و pirnam سغدی به معنی پیش، قبلی و نخست، پیش نهاده ایم. البته کوشیده شده که واژه ای نزدیک به ریخت لاتین در میان زبانهای ایرانی برگزیده شود تا دانشوران به سرعت در یادگیری واژگان لاتین و انگلیسی و پارسی، پیوندها را یافته و به سادگی ریخت پارسی را در در هنگام پارسی گویی و پارسی نویسی به کار برند.
آوانویسی prime | پرم
- prime | پرم | پِرم | perm
کاربرد Prime در نمادهای اندازهگیری:
- نماد پا (feet) و اینچ (inches):
- پرم / Prime (′): یک نشان خط تیره عمودی کوچک (′) برای نشان دادن پا (feet) استفاده میشود.
- دوگان پرم / Double Prime (″): دو علامت خط تیره عمودی کوچک (″) برای نشان دادن اینچ (inches) به کار میرود.
- مثال:
- 5′ 9″ به معنای 5 feet 9 inches (پنج فوت و ۹ اینچ) است.
- این سیستم بیشتر در کشورهای انگلیسیزبان، بهویژه ایالات متحده، برای اندازهگیری طول انسان یا اشیاء کوچک رایج است.
جایگزین در صورت نبود Prime Symbol:
- اگر علامت ′ یا ″ در دسترس نباشد، معمولاً از علامت تکنقل (‘) و دونقل (“) یا حتی single quote (”) استفاده میشود.
- مثال جایگزین:
- 5′ 9″ نیز معادل 5′ 9″ است.
- این شکل در تایپکردن معمول در کامپیوترها یا گوشیهای موبایل رایج است.
- مثال جایگزین:
دیگر کاربردهای Prime در ریاضیات و علوم:
- مشتقها در ریاضی: علامت prime (′) برای نشان دادن مشتق اول تابع استفاده میشود.
- مثال: f′(x)f'(x) به معنای مشتق اول تابع f(x)f(x) است.
- مختصات: برای تمایز بین مختصات اولیه و ثانویه، مانند AA و A′A’ (که A′A’ به عنوان تصویر نقطه در یک تبدیل استفاده میشود).
جمعبندی:
Prime (′) و Double Prime (″) نمادهای ساده ولی پرکاربردی در اندازهگیری (پا و اینچ)، ریاضیات، و علوم هستند. این کاربرد بهویژه در مکالمات روزمره در مورد قد یا طول اشیاء در کشورهای انگلیسیزبان اهمیت دارد.
مثال ترجمهشده:
- He is 6′ 2″ tall.
(قد او ۶ فوت و ۲ اینچ است.)
نقشها و کاربردهای “Prime”
1. اسم (Noun):
به عنوان اسم، “prime” به معنای بهترین دوره یا وضعیت چیزی، یا به معنای عدد اول استفاده میشود.
مثال:
- She is in the prime of her career.
(او در پرم / اوج دوران حرفهای خود است.) - Seven is a prime number.
(اِشمار/عدد هفت یک پرم اِشمار / عدد اول است.)
2. صفت (Adjective):
به عنوان صفت، “prime” به معنای اصلی، برتر، یا در بالاترین کیفیت به کار میرود.
مثال:
- This is a prime example of teamwork.
(این یک نمونه پرم /عالی از کار تیمی است.) - The meat is of prime quality.
(کیفیت این گوشت، پرم /پرایم است.)
3. فعل (Verb):
به عنوان فعل، “prime” به معنای آمادهسازی یا فراهم کردن چیزی (معمولاً برای کاری یا هدفی خاص) استفاده میشود.
مثال:
- The artist primed the canvas before painting.
(هنرمند بوم را پیش از نقاشی پرمید /آماده کرد.) - He was primed for the interview by his mentor.
(او توسط مربیاش برای مصاحبه پرمیده شد بود /آماده شده بود.)
کاربردهای دیگر:
واژه “prime” در زمینههای خاصی مانند ریاضیات، اقتصاد، علوم، و زبانشناسی معانی و کاربردهای تخصصی دارد.
نمونه جمله با prime
در اینجا 10 نمونه جمله با واژه “prime” و برابر پرم در زمینههای مختلف أانشی آورده شده است. برای دریافت بهتر ترجمه prime به فارسی و دانستن معنی prime این جملات شامل کاربردهای “prime” به عنوان اسم و صفت در زمینههای مختلف هستند.
1. ریاضیات (Mathematics)
اسم:
- A prime number is a number greater than 1 that cannot be divided by any other number except 1 and itself.
(پرم اِشمار/عدد /پرایم/اول عددی است بزرگتر از 1 که نمیتواند بر هیچ عدد دیگری جز 1 و خود آن تقسیم شود.)
صفت:
- The prime factorization of 12 is 2 × 2 × 3.
(تجزیه به عوامل پرم /پرایم/اول 12 عبارت است از 2 × 2 × 3.)
2. زیستشناسی (Biology)
اسم:
- The prime function of the cell membrane is to protect the cell.
(عملکرد پرم /اصلی غشای یاخته ای محافظت از یاخته/سلول است.)
صفت:
- This prime specimen of the species has been preserved for study.
(این نمونه پرم /عالی از گونه برای مطالعه نگهداری شده است.)
3. فیزیک (Physics)
اسم:
- The prime factor in the success of this experiment is the accuracy of the instruments.
(عامل پرم /پرایم/اصلی در موفقیت این آزمایش دقت ابزارها است.)
صفت:
- The prime source of energy in this reaction is the sun.
(منبع پرم /پرایم/اصلی انرژی در این واکنش، خورشید است.)
4. پزشکی (Medicine)
اسم:
- The patient is in the prime of health, with no significant medical conditions.
(بیمار در پرم /پرایم درستات/تندرستی است و وضعیت پزکشی جدیی ندارد.)
صفت:
- Prime health conditions are essential for a successful surgery.
(وضعیتهای پرم /پرایم درستات/تندرستی برای انجام یک جراحی موفق ضروری هستند.)
5. تاریخ (History)
اسم:
- The prime period of the Roman Empire was from 27 BC to 180 AD.
(دوره پرم /پرایم امپراتوری روم از 27 پیش از میلاد تا 180 میلادی بود.)
صفت:
- The prime years of his reign were marked by peace and prosperity.
(سالهای پرم /پرایم سلطنت او با صلح و رفاه همراه بود.)
6. اقتصاد (Economics)
اسم:
- The prime cause of the economic crisis was the banking system’s collapse.
(عامل پرم /پرایم/اصلی بحران اقتصادی فروپاشی سیستم بانکی بود.)
صفت:
- Prime investments yield the highest returns over time.
(سرمایهگذاریهای پرم /پرایم/برتر بالاترین بازدهها را در طول زمان به همراه دارند.)
7. شیمی (Chemistry)
اسم:
- The prime reactant in this chemical reaction is sodium chloride.
(بازَِکتنده/واکنشدهنده پرم /پرایم/اصلی در این /بازکت/واکنش شیمیایی سدیم کلرید است.)
صفت:
- The prime substance for this experiment is pure water.
(ماده پرم /پرایم/اصلی برای این آزمایش آب خالص است.)
8. زبانشناسی (Linguistics)
اسم:
- In linguistics, the prime form of a word is its dictionary entry.
(در زبانشناسی، ریخت پرم /پرایم/اصلی یک واژه، ورودی آن در دیکشنری است.)
صفت:
- The prime language spoken in this region is Spanish.
(زبان پرم /پرایم/اصلی گفته/ صحبت شده در این منطقه، اسپانیایی است.)
9. مهندسی (Engineering)
اسم:
- The prime goal of this engineering project is to improve sustainability.
(هدف پرم /پرایم/اصلی این پروژه مهندسی بهبود پایداری است.)
صفت:
- Prime materials are used in the construction of this bridge.
(ماتگینهای/متریالهای/مواد پرم /پرایم/عالی در ساخت این پل به کار گرفته شده.)
10. فناوری (Technology)
اسم:
- The prime challenge in developing artificial intelligence is creating algorithms that can learn.
(چالش پرم /پرایم/اصلی در گسترش هوش مصنوعی/هنروردی ساخت الگوریتمهایی است که بتوانند یاد بگیرند.)
صفت:
- The prime feature of this smartphone is its advanced camera system.
(ویژگی پرم /پرایم/اصلی این گوشی هوشمند سیستم دوربین پیشرفته آن است.)
این جملات نشاندهنده کاربردهای واژه “prime” در زمینههای گوناگون دانشی است که هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت استفاده شده است.
ریشه شناسی پرم
واژه پرم با خوانش perm/پِرم خوانش ساده تر شده و پارسی گون تر از واژه “Pirma/پیرمَ” به مینیگ “نخست/first” در ختنی، با پسوند ma- است که از ریشه انگاشته شده parmya* میباشد که در کنار آن واژه pīrūya با ریشه برانگاشته *paruya- است. این گونه ساده سازی را برای نمونه در واژه “kirm” پهلوی (kirm [klm | M krm, N ~] worm, serpent | فرهنگ پهلوی انگلیسی مکنزی برگ 51) میتوانید ببینید که در پارسی، نوشتار و خوانشش “kerm/کِرم” شده است که روانتر و زیباتر است. البته خوانش “a” را نیز از “Pirma” برداشته ایم تا خوانش پارسی این واژه روانتر شد. البته روال زبانی از واژه های کهن تر به پارسی نو این است که “a” پایانی میافتد. هرچند که ما امروز بیش از دستگاه آواشناسی تاریخی به توانمندی کنونی پارسی زبانان در خوانش واژه های می نگریم.
واژه purauysa به “مینیگ در پیش و رهبر” از pura- ← parva- به معنای «در جلو، اول»، همراه با auz-،vaz- به معنای «حرکت کردن، هدایت کردن» که به اوستایی paurva-، فارسی باستان paruva- (در paruviya-) منجر میشود، در کنار pirma- به معنای «اولین»، از parmya- و piriiya- به معنای «پیشین، بالایی»، از parvya-، اوستایی paouruya-، فارسی باستان paruviya-، فارسی زرتشتی pir و فارسی نوین pir به معنای «قدیمی».
برای اطلاعات بیشتر به بالا و همچنین زیر مدخل purma- مراجعه کنید.
برگ 245 فرهنگ ختنی سکایی والتر بیلی
- pūrma-: به معنی «شرقی» (eastern).
- Z 3:51: اشاره به عبارت pūrma diśo (منطقه شرقی – eastern region) که از BS diśā (جهت یا منطقه) گرفته شده است.
- Z 24:221: اشاره به pūrmo dāšo (احتمالاً مشابه «رهبر شرقی»).
ریشهشناسی purma:
- منشأ این واژه ایرانی است و از paruma- گرفته شده که خود از parv-aus-a به معنی «رهبر» مشتق شده است.
- همراه با پسوند -ma به صورت pīrma- در آمده که به معنی «اولین» است.
- همچنین با harma (به معنی «همه») ارتباط دارد.
نکته:
- این واژه از BS purima- یا purima-diśā (منطقه شرقی) گرفته نشده است.
- برای یافتن ریشههای مرتبط (cognates)، به بخش pīruya- مراجعه کنید.
توضیح:
واژه pūrma- به معنای «شرقی» از یک منشأ ایرانی آمده است و با مفاهیم دیگری مانند «رهبر» و «اولین» از طریق ریشههای زبانشناسی مرتبط است. همچنین تأکید دارد که این واژه از ریشههای بودایی (BS) مشتق نشده است.
برگ 245 فرهنگ ختنی سکایی والتر بیلی
واژه: pīruya
این واژه دارای دو معنی اصلی است:
- سابق، پیشین (former)
- بالایی (upper)
کاربردها در متنهای مختلف:
- پیشین:
عبارتها و جملات:- pīruya yaṃthā bīsa byātta himāre: «آنها همه تولدهای پیشین را به یاد میآورند.»
- pīruya tiṃ baysa: «بوداهای پیشین.»
- pīruya yaṃthā bīsa: اشاره به تولدهای پیشین دارد.
- pīruya karma: «تمام اعمال پیشین.» اینها مثالهایی از کاربرد این کلمه در متون بودایی هستند.
- بالایی
مثال:- pīruye (auṣṭā): به معنی «لب بالایی» آمده است.
ریشهشناسی:
- این واژه از ریشهی parvya- گرفته شده است که به شکل -auya در آمده است.
- O.Pers. (فارسی باستان): paruvīya
- Av. (اوستایی): paouruya, paoiirya
- با واژههایی مانند ādruya (به معنی پایینی) مرتبط است. این واژهها از ریشهی هندو-اروپایی per- مشتق شدهاند.
مقایسه با زبانهای دیگر:
- اوستایی: pīruya
- فارسی باستان: paruvīya
- هندو-اروپایی: pṛ-u-̯o
- یونانی: πρῶτος (پروتوس = نخستین)
- آلبانیایی: parë (اولین)
- اسلاوی: prvъ (اولین)
- انگلیسی قدیم: forwost (اولین)
نتیجهگیری:
این واژه در سنتهای بودایی ختنی به طور خاص برای اشاره به مفاهیم مرتبط با «گذشته» یا «سابق» و همچنین برای توصیف «بالاتر» (فیزیکی) استفاده میشود. تطابقهای ریشهشناسی نشان میدهد که این واژه بخشی از شبکهای گسترده از زبانهای هندو-اروپایی است.
برگ 240 فرهنگ ختنی سکایی والتر بیلی
ریشه شناسی پیرنَم/pyrnm در پیوند با واژه پرم
pyrnm:
پیش، قبلی، نخست.
pirnam: (برگرفته از فارسی باستان paranam)
قید: به معنای “پیش از”، “قبلاً”، “ابتدا”.
منابع مرتبط:
BSTBL; TSP; Fragment Length; STi 19.9, 60.8; pyrnmy,
TSP 5.55; prnm, BSTi 331; EGSii 154; Sund.
AoFi 1974, 8R 10.
برگ 336 فرهنگ سغدی قریب
ریشه شناسی prime
prime (n.)