term | گشتواژ | گشتواژه

در بررسی و معنی term به فارسی: واژه یا عبارتی (word or expression) که برای نامیدن چیزی به‌کار می‌رود، به‌ویژه در یک زمینهٔ دانشی، رسمی یا فنی. چنین واژه‌ای معمولاً معنای دقیق، روشن، یا تخصصی دارد و در بافتی خاص به‌کار می‌رود. برای ترم/term در این زمینه بر پایه شیوه ژرمن ها “گشتواژ” و “گشتواژه” را پیشنها داده ایم.

واژه‌ی Redewendung در زبان دویچ دارای چنین ساختاری است : Rede+wend+ung در اینجا Rede نام‌واژه‌ای است جدا شده از کارواژه‌ی reden که خود این کارواژه از دویچ‌میانه reden و سپس دویچ کهن redōn oder rediōn گرفته شده و به مینیگ واژیدن چیزی است.واژه‌ی دیگر Wend از کارواژه‌ی wenden جدا شده و از کارواژه‌ی winden از دویچ کهن برگرفته شده است و یکی از مینیگ‌های آن گشتن یا گردیدن است. این دو واژه با پسوند نام‌واژه ساز Ung اونگ در دویچ واژه‌ی Redewendung یا گشتواژ، گشتواژه را ساخته اند.

کارواژهای (فعل)‌ گذرا گشتواژیدن و ناگذارا گشتواژاندن در جمله‌ سازی:

ناگذرا با گَشتواژیدن :
۱.زبان‌شناسان باید برای مفاهیم نو در فیزیک کوانتومی گَشتواژند تا از واژه‌های بیگانه بی‌نیاز شویم.
۲.گَشتواژیدن برای فناوری‌های نوین، نیاز به شناخت ژرف هر دو حوزهٔ زبان و دانش دارد.
۳.در گویش‌های بومی، گاه واژه‌هایی هست که بی‌نیازمان می‌سازد از گَشتواژیدنِ دوباره.

گذرا با گَشتواژاندن :
۱.هر زمان که دانشی نو پدید می‌آید، نیاز داریم آن را به‌درستی به زبان پارسی گَشتواژانیم.
۲.گاه بهتر است به‌جای وام‌گیری کورکورانه، مفاهیم را با دید درست به زمینه‌شان گَشتواژانیم.
۳.می‌توان هر پدیدهٔ نوبنیادی را با تکیه بر ریشه‌های زبان‌های ایرانی گَشتواژاند و در زبان نوین جای داد.

آوانویسی گشتواژ و گشتواژه

  • گشتواژ|گَشتواژ| gaštvāǰ
  • گشتواژه|گَشتواژه| gaštvāǰe

🔸 تعاریف برگرفته از واژه‌نامه‌های معتبر:

  • Oxford:

    A word or phrase used as the name of something, especially one connected with a particular type of language.
    واژه یا گروه‌واژه‌ای که نام چیزی باشد، به‌ویژه آن‌گاه که به گونه‌ای از زبان (مثلاً فنی یا علمی) پیوند داشته باشد.

  • Merriam-Webster:

    A word or expression that has a precise meaning in some uses or is peculiar to a science, art, profession, or subject.
    واژه یا عبارتی با معنای دقیق که در زمینه‌ای مانند علم، هنر، یا حرفه‌ای خاص کاربرد دارد.

  • Cambridge:

    A word or expression used in relation to a particular subject, often to describe something official or technical.
    واژه‌ای مرتبط با یک موضوع مشخص، معمولاً برای امور فنی یا رسمی.

  • Collins:

    A word or expression with a specific meaning, especially one which is used in relation to a particular subject.
    واژه‌ای با معنای خاص، که در زمینه‌ای معین (مثلاً پزشکی، حقوقی، فنی) به‌کار می‌رود.

🟢 نمونه جمله‌ها (انگلیسی + ترجمه با «گشتواژه»):

  1. The term “gravity” has a specific meaning in physics.
    گشتواژ/گَشتواژهٔ «گرانش» در فیزیک معنای مشخصی دارد.

  2. What is the meaning of the term “algorithm”?
    → معنای گشتواژ/گَشتواژهٔ «الگوریتم» چیست؟

  3. “Firewall” is a technical term used in network security.
    → «دیوارآتش» گشتواژی/گَشتواژهٔ ای فنی‌ست در امنیت شبکه.

ریشه شناسی گشتواژ / گشتواژه

واژه گشتواژ/گشتواژه از دو بخش گشت + واژ/واژه ساخته شده.

ریشه شناسی گشت

ماده گذشته gašt گویا برامده از برانگاشته gars-ta* در ایران باستان می باشد. ریخت بنیادین -gars گویا -gart است که در آن t به s تبدیل شده | ماده کنونی gard گویا برامده از برانگاشته gart-a* در ایران باستان می باشد. | ایران باستان: ریشه -gart “گردیدن، گشتن”، برامده از آریایی -ger-t* “دور زدن، گشتن” و ریشه -ger “دور زدن، گشتن  با افزوده شدن t (از نبیگ Pokorny IEW 326 ); از دیدگاه گئورگ والنتین فون مونته آف مورگنستیرنه دو ریشه -war* و -gart* سپستر یکی شده اند (از نبیگ Morgenstierne EVP 27)|  پهلوی مانوی: -gard “‘گشت، شدن” (از نبگ Henning verb 170, Boyce W-list 42 ) | سکایی: gad از بر انگاشته -gar-ta-a* “دور زدن، چرخیدن، شدن (از نبیگ Bailey DKhS 78; Emmerick SGS 27) | فارسی: “گشتن” با ماده گذشته “گشت”; ماده کنونی “گرد”; ریخت واداری “گاشتن” و “گاشت” از برانگاشت -gāš-ta* که آن نیز از برانگاشت gārs-ta* می باشد.

گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص ) گردیدن . پهلوی وشتن ، ۞ اوستا وارت ۞ ، هندی باستان وارتت ۞ . گردیدن . چرخیدن . دور زدن . بازگردیدن . تغییر کردن . تبدیل شدن . باز آمدن . شدن ۞ . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || مرادف شدن . (آنندراج ). گردیدن . شدن . صیرورت . صَیر. (تاج المصادر بیهقی ). صَیروره

ریشه شناسی واژ

ریشه واژ از برانگاشته ماده کنونی ایران باستان -vāča* می باشد، از ریشه -vak “گفتن، سخن گفتن” (Horn GNE 1072) که گویا با داشتن ǰ/ž گویا از ریشه ایرانی غربی می باشد. | پهلوی پارتی: w’c با آوانگاری vāž ” بیان کردن، گفتن”، w’c” با آوانگاری āvāž “صدا کردن، اعلام کردن” ( از نبیگ Ghilain ELP 68) | کردی: bez “‘گفتن” از برانگاشت vāčya (از نبیگ Astrian – Livshits kurdica 89) | تالشی:  “دروغگو” از برانگاشت  -drauga-vāč* (از نبیگ Abaev IEO |V/26t -) | گزی: vāž “صدا، آواز” (از نبیگ Eilers WirM ||/750) | در پیوند با واژه های فارسی آوا، آواز و پیوار | واژه پارسی “واژه” نیز از همین ریشه است.

فارسی:

واژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ) به لغت زند و پازند به معنی کلمه باشد که لفظ است و آن از دو حرف یا بیشتر مرکب میشود. (ازبرهان ). واژه کلمه را گویند. (رشیدی ). پهلوی : واچک ۞ (قول و کلام )، مرکب از واچ ۞ و واچکیه ۞ (شرح و بیان )، از ریشه ٔ اوستائی وچ (گفتن ). سانسکریت نیز: واچ ۞ (سخن گفتن ). در لهجه ٔ زرتشتیان نیز: واجه ۞ ، (کلمه ). در «آهار» جزو رودبار لواسان «سرواژه » به معنی صحبت کردن در خواب استعمال میشود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به معنی کلمه باشد و سخنی است که از سه حرف یا بیشتر ساخته شده باشد. (ازآنندراج ). کلمه . (انجمن آرا). و رجوع به واج شود.

ریشه شناسی term

term(n.)
c. 1200, terme, “a limit in time, set or appointed period; the duration of life, lifespan;” from Old French terme “limit of time or place, date, appointed time, duration” (11c.), from Latin terminus “end, boundary line,” in Medieval Latin “expression, definition,” related to termen “boundary, end” (see terminus). Old English had termen “term, end,” from Latin.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا