storage | امبارگ | امبار

معنی storage به فارسی

برای ترجمه یا معادل سازی ,و معنی storage در دانش رایانتور در زبان فارسی، امبارگ یا امبار، پیشنهاد داده شده است.  storage در دانش رایانتور به هر دستگاه یا رسانه‌ای گفته می‌شود که توانایی نگهداری، بازیابی و پردازش داده‌ها را داشته باشد. امبارگ به دو دستهٔ اصلی بخش می‌شود:

  1. امبارگ internal: شامل حافظهٔ دسترسی تصادفی (RAM)، حافظهٔ فقط خواندنی (ROM)، کش (Cache) و رجیسترها که برای پردازش داده‌ها در زمان اجرای برنامه‌ها استفاده می‌شود. این نوع اِمبار معمولاً فرّار (Volatile) است، یعنی با قطع برق، اطلاعات آن از بین می‌رود.

  2. امبارگ external: شامل دیسک‌های سخت (HDD)، حافظه‌های حالت‌جامد (SSD)، دیسک‌ های نوری (CD, DVD)، کارت‌های حافظه، فلش‌مموری‌ها و نوارهای مغناطیسی که برای نگهداری بلندمدت داده‌ها استفاده می‌شوند. این نوع اِمبار معمولاً غیرفرّار (Non-volatile) است، به این معنا که داده‌ها حتی در صورت قطع برق حفظ می‌شوند.

از ویژگی‌های مهم یک سامانهٔ اِمبار می‌توان به ظرفیت (میزان داده‌ای که می‌تواند نگهداری کند)، سرعت دسترسی، نوع دسترسی (توالی یا تصادفی)، پایداری داده‌ها، و قابلیت جابه‌جایی (Removability) اشاره کرد.

آوانویسی storage | امبارگ | امبار

  • امبارگ| اَمبارگ | ambārag | اِمبارگ | embārag |
  • امبار | اَمبار | ambar | اِنبار | ambār

توضیحات تکمیلی:

  • Microsoft® Computer Dictionary:
    امبارگ/storage/حافظه به هر دستگاهی اطلاق می‌شود که اطلاعات را نگهداری می‌کند. در رایانتورها، دو نوع اصلی آن شامل حافظهٔ دسترسی تصادفی (RAM) و رسانه‌های ذخیره‌سازی خارجی مانند دیسک‌های سخت است.
  • A Dictionary of Computer Science:
    امبارگ/storage/حافظه دستگاه یا رسانه‌ای است که داده‌ها را برای بازیابی بعدی نگهداری می‌کند.
  • Computer-Dictionary-Online.org:
    امبارگ/storage/حافظه دستگاهی است که داده‌ها در آن وارد، نگهداری و در آینده بازیابی می‌شود. ویژگی‌های اصلی آن شامل ظرفیت، سرعت دسترسی، فرّار یا غیرفرّار بودن، و قابلیت جابه‌جایی است.

نمونه‌ جملات همراه با ترجمه

  1. The computer’s storage capacity determines how much data it can hold.
    گنجایش امبارگ/storage/حافظه  رایانتور تعیین می‌کند که چه مقدار داده می‌تواند نگهداری کند.
  2. Solid-state drives (SSDs) provide faster data retrieval compared to traditional hard disk storage.
    درایوهای حالت‌جامد (SSD) بازیابی داده را سریع‌تر از امبارگ/storage/حافظه دیسک‌سخت سنتی انجام می‌دهند.
  3. Cloud storage allows users to store and access their data from anywhere.
    امبارگ/storage/حافظه ابری به کاربران امکان می‌دهد که داده‌های خود را از هر مکانی ذخیره و بازیابی کنند.
  4. Volatile storage loses data when power is turned off, while non-volatile storage retains data.
    امبارگ/storage/حافظه فرّار با قطع برق داده‌های خود را از دست می‌دهد، در حالی که اِمبار غیرفرّار داده‌ها را حفظ می‌کند.
  5. The backup storage ensures that important files are not lost in case of a system failure.
    امبارگ/storage/حافظه پشتیبان تضمین می‌کند که در صورت خرابی سامانه، پرونده‌های مهم از بین نروند.

 

ریشه شناسی storage | امبارگ | امبار

 

بنخان > برگ 40 و 41 بررسی ریشه شناختی کارواژها در زبان فارسی نوشته منصوری و حسن زاده

انباردن [ambārdan | anbārdan] پُر کردن، انبار کردن
[ambār | anbār-] انبار (معین: عبدالله بن ابی‌سرح کس فرستاد تا چاهها بینباشت و راهها ویران کرد. تاریخنامه طبری، ج ۴، ص ۷۵۹۴)
ماده مضارع در جز دوم ترکیبهایی نظیر: آب‌انبار، خاک‌انبار، پُر («دهخدا»)، نیز انباشتن. “انباردن، انبار کردن” (معین).
چند… کس فرستاد به کش و چاهها بینباشت و راهها ویران کرد. (تاریخنامه طبری، ج ۴، ص ۹۵۰-۹۵۱).

فارسی میانه: hambārdan : hambār
ماده مضارع این فعل مشتق است از ایرانی باستان: ham-pāra-
و ماده ماضی آن مشتق است از ایرانی باستان: ham-pārta-؛ مرکب از ham (پیشوند) و pāra- (ماده مضارع) و pārta- (صفت مفعولی). از ریشه سانسکریت: pr̥ (پُر کردن، prṇāt́i)

  • ریشه par- (Mayrhofer KEWA II 282)، مشتق است از هندواروپایی: pel- (“ریختن، پُر کردن، انباشتن”)؛
  • از همین ریشه است یونانی: πληρόω /pliróo (“پُر کردن، انباشتن”)، لاتینی: pleō (“پُر کردن”).
  • قس اوستایی: par- (“پُر کردن”) با پیشوند ham (Pokorny IEW 798f.)؛
  • فارسی میانه‌ترقّانی: hambār- (“پُر کردن، انباردن”) (Bartholomae AiW 850)؛
  • پارتی: ambār- (“پُر کردن، انباردن”) (Henning Verbum 193) >
  • سغدی: mbyr’- (“پُر کردن”) (Ghilain ELP 75)؛
  • سکایی: ham̥bīr- (“انباشته شدن، پُر شدن”) (Gharib Sog.D 887، نک. ham-pāraya-).
  • فارسی: hambār- (“انباردن”) (ham-pārya- > Emmerick SGS 143).

انبار (< فارسی میانه: hambār): ظاهراً انباشت – صورتی دیگر از انبار – است که در فارسی دری ساخته شده است (نک. ابو‌القاسمی، ماده‌ها ۳۲۱)؛
به عقیدهٔ برخی محققان، در کلمهٔ انباشت (=anbāšt)  št جایگزین rt <)  rd)  در واژه انبارد (=anbārd) شده است؛ در این باره نک. Hübschmann PSt 196f; پُریدن

 

بنخان > پوشین نخست، برگ 273 فرهنگ ریشه شناختی حسن دوست

انباردن /an.bār.dan/ – /an.bār-/ انبار
جمع کردن، گرد آوردن؛ بودن امام کسی را رحم خواهد کردن. مخربه‌ای به حمال‌های یکسوس… خاک پیرامون ایشان بینباشتند و اسوار کند. (روضه‌الصفا، ج ۲، ص ۱۹۷۹)

انبار: محل گردآوری و نگهداری غله، کالا یا هر چیز دیگر؛ از اینجا همه‌چیز می‌خورند طعمه لیکن. بدان عالم دیگر انبار دارد. (نورالدین عبدالرحمن جامی، ص ۵۲۷، سطر ۶۳۷).

  • <فارسی میانه: hambār- : *hambārdan (“جمع کردن، گرد آوردن”) (MacKenzie CPD 40).
  • ماده ماضی: ham-bārta- > *hambārda* (ایرانی باستان).
  • ماده مضارع: ham-bāra- > hambār* (ایرانی باستان).
  • از ham* (پیشوند) و bārta* (صفت مفعولی) و –bāra*  (ماده مضارع)، از ریشه bar “بردن، حمل کردن”، با پیشوند ham* “گرد آوردن”.
  • قس سانسکریت: sam-bhṛ- (“جمع کردن، گرد آوردن”) از ریشه bar- (“حمل کردن”) (Monier-Williams SED 1179).
  • اوستایی: ham + bar (“گرد آوردن”) (Bartholomae AiW 941).
  • پهلوی پارسیگ: hambār (< فارسی باستان) (Salemann GlrPh. 1/1 300, MacKenzie CPD 40).
  • پهلوی پارسیگ: hanbārak (“انبار”) (Nyberg Man.Ph. 94).
  • پهلوی ترقّانی: [-hambār] hmb’r- (“گرد کردن، انباردن”) [< –ham-bar*] (Durkin-Meisterernst DMMPP 178).
  • پارتی: [ambārg] mb’rg’ (“مخزن، انبار”) (Durkin-Meisterernst DMMPP 39).
    سغدی: nβ’r’ (“انبار”) (Gershevitch GMS 544, Gharib SD 930).
    فارسی افغانستان: ambārī (“تابوت مُرده، و شاید almārī [n-b- > l-m-] آنچه که در آن چیزها نهند”)  (افغان‌نویس دانش‌های عامه، ص ۱۹ و ۲۱).
  • ارمنی:hambar, ambar (“انبار، مخزن” ( < ایرانی)؛ ambarel “ذخیره کردن، انباردن، گرد آوردن”، hambārak “تقسیم کننده، توزیع کننده”، hambarel “ذخیره کردن، انباردن”، hambartak (“سد، خاکریز، دیوار، بارو، برج”) (Hübschmann Arm.Gr. 95, 178).
  • سریانی: ‘mbr’ (“انبار”) (از ایرانی) (Ciancaglini ILS 107).
  • عربی: anbar (“انبار، مخزن”).
  • ترکی: ambar (“امبار”) – از راه این زبان به زبان های اروپایی راه یافته است.
  • رومانیایی: ambar (“انبار”).
  • روسی: амбар (ambar) (“انبار”).
  • صربی و بلغاری: (ambar) (“انبار”).
  • لهستانی: ambar، imbar (“انبار”).

بنخان > واژه‌نامه شصت و هفت گویش ایرانی > صادق کیا 

واژه‌های اِمبار و اِنبار ریخت های دیگر از واژه اَنبار در زبان پارسی هستند که در همچنان در پهنه های گوناگونی از سرزمین ایران همچنان به کار می روند.

  • amâr: لکی کولیوند
  • ambâr: امام زاده عبدالله، ده گردان زرین دشت، شهسوار، طالقان، لارستان
  • ambor: ارزین
  • ammâr: اروانه، انوج، بروجرد، جعفرآباد، کردی کرمانشاه، ملایر، یهودیان بروجرد
  • anbâr: دماوند
  • âmbâr: بندر انزلی
  • âmbo: طالش میناباد
  • ânbâr: یهودیان بروجرد
  • embâr: افتر، اولار، ساری، فیروزکوه
  • emmâr: بابل
  • enbâr: زردشتیان کرمان
  • enbor: زردشتیان یزد
  • hamâr: کردی سنندج
  • hambâr: کردی سلطان آباد
  • hammâr: کردی سقز
  • ombâr: خوانسار

ریشه شناسی Storage

storage (n.)

1610s, “space for storing,” from store (v.) + -age. From 1775 as “price charged for keeping goods in a storehouse.” By 1828 in American English as “act of storing.” Transferred to computer data and instructions by 1945. Storage unit as a household piece is attested from 1951.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا